1 داستان چهار مرغ فتنه جوتفسير آيه کريمه فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيكَ الَخ2 در سبب ورود اين حديث مصطفي صلوات اللَّه عليه كه الكافر ياكل في سبعه امعاء و المؤمن ياكل في معاء واحد الخ2.1 «داستان مهمان شکم بارہ »در ِ حجره گشادن مصطفي عليه الصلاة و السلام بر مهمان و خود را پنهان كردن تا خجل نشود2.2 سبب آنکه فرجی را نام فرجی نهادند از اوّل2.3 صفت طاوس و طبع او و سبب كشتن ابراهيم خليل عليه السلام او را2.4 «داستان قهر و لطف خدا»دربيان آنكه لطف حق را همه كس داند، و قهر حق را همه كس داند، و همه از قهر حق گريزانند، و به لطف حق در آويزان، اما حق تعالي قهرها را در لطف پنهان كرد و لطفها را در قهر پنهان كرد، نعل باژگونه و تلبيس و مكر الله بود تا اهل تمييز و ينظر بنور الله از حالي بينان و ظاهر بينان جدا شوند كه لِيبْلُوَكُمْ أَيكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا3 داستان اعرابی که سگش در حال مرگ بودحكايت آن اعرابي كه سگ او از گرسنگي ميمرد و انبان او پر نان بود و بر سگ نوحه مي كرد و شعر ميگفت و ميگريست و بر سر و رو ميزد و دريغش مي آمد لقمه اي از انبان به سگ دادن قصـۀ آن حکیم که دید طاووسی را که پر زیبای خود را می کند به منقار4 داستان طاووسی که پرهای زیبای خود را می کندقصۀ آن حكيم كه ديد طاوسي را كه پرّ زيباي خود را مي كند به منقار و مي انداخت، و تن خود را كل و زشت مي كرد، از تعجب پرسيد كه: دريغت نمي آيد؟ گفت: مي آيد، اما پيش من، جان از پر عزيزتر است و اين عدوي جان من است 4.1 «قصۀ آن مرغی که صید ملخ می کرد» قصۀ آن حكيم كه ديد طاوسي را كه پرّ زيباي خود را مي كند به منقار و مي انداخت، و تن خود را كل و زشت مي كرد، از تعجب پرسي
برچسب:
نویسنده: دانیال رضوانی
تاريخ: شنبه
8 بهمن
1401 ساعت: 12:07